معرفی بازی
چهل روز پیش، برادر شما در حالی که حال روحی طبیعی نداشته، با دختری به نام «تینا امینی» تصادف میکند… او صحنه را ترک میکند. تینا چند دقیقه بعد، روی آسفالت سرد خیابان، جان میدهد. دوربینهای شهری همه چیز را ثبت کردهاند. دادگاه حکم را صادر کرده: قتل غیرعمد. تنها راه نجات برادرتان… گرفتن رضایت از خانواده امینی است. اما از روز خاکسپاری، خانه امینیها دیگر شبیه یک خانه نیست. همسایهها میگویند از همان شب اول، چراغهای خانه تا صبح روشن میماند. میگویند خواهر و برادر تینا از آن روز بیرون نیامدهاند. هیچکس را راه نمیدهند. و شبها… صداهایی از داخل خانه میآید. نجوا… گریه… و گاهی صدای برخورد چیزی با دیوار. برخی قسم میخورند که تینا را پشت پنجره دیدهاند. امشب شما باید وارد آن خانه شوید. باید رضایت بگیرید. باید امضا بگیرید. اما سوال اینجاست… آیا خانواده امینی هنوز برای رضایت دادن زندهاند؟ یا چیزی دیگر، منتظر شماست؟




